فارغ التحصیل شدگان

خرید بک لینک

همیشه جز آدم هایی بودم که خیلی تو زندگی عجله نداشتم. دوران مدرسه هم عجله ای برای بزرگ شدن و خلاص شدن نداشتم -بجز شب های تمام نشدنی امتحان- دانشگاه که اومدیم هم همین شد. نتیجه اینکه تابستونا رو به دانشگاه اومدن فکر نکردم و بجاش یک ترم اضافه تر رفتم دانشگاه -خسته هم گاهی میشدم ولی خب در کل راضیم- واقعیت اینه که من فکر می کنم 6 ماه یا یک سال تاخیر تاثیر بزرگی روی زندگیم نداره. زمان با سرعت باورنکردنی ای میگذره ؛ نظر من همیشه این بوده که از یجایی به بعد زندگی بیشتر روتین میشه و دلم نسوخت ازینکه شیش ماه روزهای غیر روتینم رو بیشتر طول دادم! به نظر من دوران دانشجویی، شاخص ترین ویژگیش تنوع حس ها و روزهاته. دانشگاه برام جایی بود که هیچ دو روزی توش مثل هم نیست و همیشه یه موضوع جدید داری تو مغزت. روزهای خوب، خیلی خوب، بد و خیلی بدی که گذشت رو به خدا میسپارم. بهرحال که تموم شد و من اگر پروژمو تحویل بدم یک فارغ التحصیل تمام وقت محسوب میشم ^_^ من به دلایل مختلفی خیلی تاپ بودن رو دوست ندارم (بله شاید کار هر بز نباشه خرمن کوفتن ولی خب!) توی دانشگاهم هیچوقت سعی نکردم بهترین باشم. الانم با بهترین نمره ها فارغ التحصیل نشدم ولی روان آروم تری دارم نسبت به دوستانی که همیشه به دنبال نمره و منبع درسی و غیره بودن که دست بالای دست بسیار است :)) و دست مادرمو میبوسم که این اخلاق رو در من نهادینه کرد. به هرحال، من رشته بسیار سختم رو دوست دارم و باید براش تلاش بیشتری بکنم تا بتونم به جاهای خوبی برسم... 

من و خودم......

ما را در سایت من و خودم... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 20 تاريخ: يکشنبه 23 آذر 1404 ساعت: 12:01

صفحه بندی